شعر
عشق به مادربزرگ
مادربزرگم را دوست دارم
چشمان شيرينش را
خندهی شيطنتبارش را
و كيكهای خوشمزهاش را.
چروكهای صورتش را دوست دارم
كه به زيبايی رودخانههاست.
بلوزهای بافتنیاش را دوست دارم
كه با دستهای خودش بافته:
زبردست و پر حوصله.
بوسههايش را دوست دارم
شب بخير گفتنهايش را دوست دارم.
همه چيز مادربزرگم را دوست دارم
حتی عصبانی شدنهايش را.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۹/۲۴ ساعت ۴:۲۳ ب.ظ توسط فرزانه 2
|